با شکل گیری نظام سرمایه داری در غرب ،به خصوص آمریکا، کسانی در داخل کشور که هیچگونه اعتقاد و التزامی نسبت به مبانی اسلامی و مذهبی نداشتند، شروع به نشخوارکردن شعارهای این نوع تفکر در کشور کردند.اما به علت نفوذ مذهب در قلوب مردم و مدیریت هوشمندانه از سوی علما و مراجع آن زمان ، به ویژه حضرت امام (ره) این مدل حکومتی در ایران به طور کامل شکل نگرفت تا اینکه انقلاب اسلامی پیروز شد.
در اوان انقلاب، دو گروه انقلابی تحت عنوان چپ و راست در اطراف امام(ره) شکل گرفتند که عموماً چپ گراها ،انقلابیون به اصطلاح تندرو بودند.از جمله تندروترین افراد این طیف می توان به مرحوم منتظری، یوسف صانعی، موسوی خوئینی ها، بهزاد نبوی و ...اشاره کرد، کسانیکه خود را یاران اصیل امام می دانستند.اما دیری نکشید که چهره جدیدی از تفکرات خود را با پوشش خط امام نمایان کردند.
از بین این افراد می توان به اقدامات و اظهارنظرهای بسیار تند یوسف صانعی (دادستان وقت کل کشور) اشاره کرد.به اعتقاد او باید تمامی کسانی را که حتی کوچکترین اظهارنظری بر علیه تفسیر آنها از انقلاب می کردند، به شدت مجازات کرد؛که البته در بعضی موارد هم این کار را کرد.او در آن زمان هم با تندروی ها و ظلم های خود بسیاری از مردم را نسبت به اسلام و احکام نورانی آن بدبین کرد. اما چه شده که وی امروز دم از آزادی افراد در بیان نظر مخالف می زند و معتقد به تعدیل فضای موجود است؟ آیا نمی توان اینگونه برداشت کرد که وی اظهارنظرهای منافقانه دارد؟ کسی که در هر دوره برای خوشایند عده ای موضع گیری می کند و امروز نیز برای خوشایندی آنها فتوا صادر می کند!
ویا می توان به عملکرد همین مرد خاکستری اصلاحات یعنی موسوی خوئینی ها اشاره کرد.کسی که هیچ گاه حاضر به پاسخ گویی در مقابل ناپدید شدن بسیاری از اسناد ،پس از تسخیر لانه ی جاسوسی نشد. او یکی از اصلی ترین نقش ها را در فتنه 88 ایفا کرد، درحالیکه شاید کمتر کسی از او در این مورد شنیده باشد.حتماً کسانیکه سن و سال بیشتری دارند ؛اقدامات رادیکالی و بر خلاف رئفت اسلامی او را در دوران تصدی دادستانی را به یاد دارند.آیا می توان از چنین شخصی با آن اقدامات خلاف انسانیت دم از حقوق انسان ها وآزادی زدن را پذیرفت؟
ویا می توان به بهزاد نبوی که به دلیل مبارزات مسلحانه خود قبل از انقلاب لقب چریک پیر را گرفته بود اشاره کرد.
این افراد که خود را دشمن امپریالیسم می دانستند، امروز یار و یاور، ویا بهتر بگویم نوکر و جیره خوار امپریالیسم شده اند. تا آنجایی که عباس عبدی که یکی از چهره های شاخص تسخیرکننده گان لانه جاسوسی بود،در اظهارنظرهای سخیف و ذلیلانه خود، این اقدام بچه های حزب اللهی را برخلاف عرف دیپلماتیک دانست و از دولتمردان آمریکایی به خاطر آن پوزش طلبید.
به هر حال این ها که از تندروترین افراد زمان خود شناخته می شدند و خواستار شدیدترین برخوردها با مخالفان بودند،پس از چند سالی، به خصوص پس از اتمام جنگ، با تغییر مواضعی (در حدود 180 درجه) شروع به طرح مسائلی از قبیل حقوق بشر، تاسیس نظامات دموکراتیک، آزادی اقشار مختلف در ابراز عقاید و... کردند. البته کسی منکر این نیست که فعالیت کردن و کار در بعضی از این حوزه ها لازم بوده و هست ، اما این حرف ها آن هم از زبان کسانیکه کوچکترین اعتقادی به آنها نداشتند جای بسی تعجب داشت. دیری نگذشت که برخی از این افراد که در دوران امام ، دم از اقتصاد دولتی و ساده زیستی می زدند، شروع به طرح مباحثی از قبیل آبادانی دنیا وتامیین معیشت مردم زدند، دم از شکل گیری چرخه ی اقتصادی زدند که لازمه ی آن له شدن نسلی از ملت زیر چرخ دنده های آن است. دم ازتفسیرهای سخنان امام (ره) به گونه ای دنیا طلبانه زدند با اینکه می دانستند امام ساده ترین زندگی را داشت و به مسئولین هم همین شیوه ی زندگی را توصیه می کرد. هنوز از حافظه ی تاریخی ملت ما تلاش این آقای میر حسین موسوی (بخوانید میر یزید ) و کابینه ی وی برای کوپنیزه کردن اقتصاد کشور پاک نشده ، پس چگونه می شود که این ها امروز طرفدار اقتصاد لیبرالیستی- سرمایه داری شده اند؟
وقتی که امام خامنه ای(حفظه الله) در مقابل اینگونه تعبیرها و اعمال ایستادگی کردند، تنی چند از آن ها مثل آقایان سروش ، مهاجرانی ، کدیور، نوری زاده ، سازگارا، گنجی و... به یکباره سر از لندن و لس آنجلس درآوردند. کسانیکه خود را وطن پرست ترین و مسلمان ترین افراد می دانستند و خواستار از دم تیغ گذراندن همه ی مخوالفان بودند، به محض مشاهده ی مقاومت رهبر معظم انقلاب و چراغ سبز نشان دادن دشمنان ،به دامان آمریکا و انگلیس پناه بردند. عطا الله مهاجرانی وزیر ارشاد دوران اصلاحات بود، اصلاحاتی که هنوز هم دم از خط امام می زنند اما رویای زدن ریشه ی خط امام را در ذهن می پروراند.عطا الله مهاجرانی که در ازای دریافت دو سه هزار دلار و در حضور صهیونیست ها ،بر علیه مملکت خود مصاحبه کرد.
اگر چشم خود را درست باز کنیم می بینیم که فرزندان اکثر مسئولان دوره ی سازندگی و اصلاحات در خارج از کشور مشغول تحصیل و فعالیت اقتصادی هستند. اکثر مسئولان آن دوران، ویلاهای چندصد تا چندهزار متری در جماران و قیطریه و تجریش و... دارند. این است مشی امیرالمومنین علی (ع) که شدیدترین برخورد را با دختر خود که گردنبندی را به امانت از بیت المال مسلمین گرفته بود،کرد!؟ حال آنکه آقایانی بودند که با پایین ترین پست در دوره ای در شهرداری تهران ، به یکباره خانه ی چند ده متری خود را در محله های مرکزی و جنوبی تهران، به چندصد یا چندهزارمتری در شمال شهر تبدیل کردند!
وقتی که با برخی از آن ها حرف می زنی متوجه می شوی که به واقع برای خود حق وحقوقی از دارایی های ملت قائل اند. مگر جز این است که اکبر گنجی چه قبل و چه بعد از خروج از کشور، تئوریسین جریان اصلاحلت بود؟ (کافی است نیم نگاهی به کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت وی بیندازیم تا مبانی فکری این فرد و خطوطی که به این جریان می دهد روشن شود.) فردی که در دو سال اخیر پشت به اسلام کرده و پیامبر اسلام(ص) را هم مبرای از خطا نمی داند، و قرآن را هم وحی . پس چرا هیچ کدام از سران اصلاحات مرز خود را با این فرد و دیگرانی مثل او روشن نکردند؟ این دقیقاً همان اسلام گزینشی و اسلام آمریکایی است. اسلامی که در آن، اسم تشکل خود را اسلامی می گذاریم و دقیقاً بر خلاف موازین آن رفتار کنیم. این نوع از اسلام ، یعنی اینکه هرکدام از دستورات اسلام مثل" کلوا و اشربوا" را که با منافع ما جور درآمد اجرا می کنیم و هر کدام را که جور در نیامد بر خلاف نص صریح عقل و برخلاف حقوق بشر (مثل اعدام) می دانیم رد می کنیم .
این همان اسلامی است که فلسفه ی به وجود آمدن انقلاب اسلامی برای مقابله ی با آن است. پس چه خوب است که با بصیرت و دقت ، مصادیق و اهداف اسلام انحرافی را بشناسیم و در دام و فریب آن گرفتار نشویم.
یکی از مهمترین اهداف مشروطیت تشکیل مجلسی بود که استیفا کننده حقوق ملت، علی الخصوص قشر مستضعف جامعه که امکانی برای بیان مشکلات و دردهای خود نداشتند، باشد.مجلس شورای ملی تشکیل شد اما پس از مدتی چنان از مسیر و مجرای اصلی خود خارج شد که دیگر نام ان مجلس ملی نبود بلکه مجلس حکومتی بود.
اما پس از انقلاب خونین و مقدس جمهوری اسلامی به رهبری ان محبوب دل های خسته، روزنه های امید به روی مردم گشوده شد که بتوانند افرادی را که لیاقت و شایستگی دفاع از حقوق ان ها را دارند انتخاب کنند و به مجلسی که براساس قوانین شارع مقدس بنیان گذاشته و اداره می شد بفرستند.
در اوان انقلاب و در کوران دفاع مقدس، پس از کارشکنی های متعدد بنی صدر و اثبات وابستگی او به بیگانگان و معاندان، مجلس در اقدامی تاریخی رای به عدم کفایت اوداد و این رای به تایید حضرت امام(ره) نیز رسید.با این اقدام بزرگ اعتماد مردم به نظام و به خصوص مجلس شورای اسلامی چندین برابر شد.
دیری نگذشت که با تغییر مشی عده ای که ادعای نزدیکی با امام راحل را داشتند، و با ورود انها به ارکان اساسی نظام و به ویژه به مجلس، تصمیماتی گرفته شد که با اساس تشکیل این نهاد مردمی مغایرت داشت که می توان اوج انها را در تسلیم شدن این افراد در مقابل جبهه استکبار، کوتاه امدن از حق مسلم ملت ایران در استفاده از دانش صلح امیز هسته ای وتقاضای از رهبری برای پذیرفتن جام زهر(کوتاه امدن در مقابل فشارهای غرب و پذیرفتن شروط انها و به زیر سلطه انها در امدن) مشاهده کرد.
با روی کار امدن اصولگرایان در دوران پس از این، و تشکیل مجلس های هفتم و هشتم، به تدریج قاطبه اعضای مجلس را کسانی تشکیل دادند که وجهه مثبت و انقلابی داستند. به همین دلیل نیز مردم اطمینان یافتند که دیگر تصمیماتی مشابه دوره های قبل در مجلس گرفته نخواهد شد.اما دیری نگذشت که رویاهای مردم مجاهد و انقلابی ما نقش بر اب شد.
برای ریاست بر مجلس هشتم کسی انتخاب شد که تقریبا تا هشت ماه پس از شروع فتنه، یعنی تا قیام تاریخی مردم در 9دی، در مقابل این کودتا سکوت کرده بود و وقتی که دید این جریان بی بنیان در سیل عظیم مردمی غرق خواهد شد اقدام به موضع گیری کرد.
این مجلس با اینکه نظر امام خامنه ای را درباره وقف دانشگاه ازاد می دانست، و می دانست که وقف این دانشگاه یعنی هرچه پرتر کردن جیب کسانی که می خواهند بر این ملت سلطنت کنند اما باز هم به این طرح رای مثبت داد تا اینکه رهبری شخصا جلوی این عمل ایستاد.
در دورانی که کشور احتیاج به یکپارچگی و وحدت قوا داشت مدام در کار دولت سنگ اندازی کرد-البته منظور این حقیر بازخواست و سوال از دولت نیست، که حق و وظیفه مجلس است، بلکه حرکت این دو قوه در عکس یکدیگر است که باعث کند شدن سرعت حرکت کشور به جلو می شد-که البته با تدابیر هوشمندانه مقام معظم رهبری برطرف و اصلاح شد.
درحالی که نمایندگان باید خود را از مردم و برای مردم ،و نه بر مردم بدانند امکان ویژه ای برای نمایندگان مهیا شده است که یک نماینده در صورت نمایندگی یک دوره کامل، مدرک تحصیلی اش یک رتبه افزایش می یابد که عین بی عدالتی است.اصل این طرح برای این مجلس نیست اما همچنان در این دوره هم در حال اجراست.البته لازم به یاداوری است که بسیاری از نمایندگان محترم مجلس که دارای روحیه انقلابی و بسیجی هستند، با این اقدام ها مخالفت می کنند اما به علت چیدمان نادرست نمایندگان حرف انان به جایی نمی رسد و تصویب نمی شود.
اقدامات ناصواب مجلس به جایی رسیده که دوباره به سراغ طرحی رفته اند که مایه دلزدگی و سرخوردگی مردم شده است و ان طرح حقوق مادام العمر برای سیاسیون است.امروز نیز نمایندگان شجاعی به دنبال مقابله با تصویب و رای اوردن اینگونه طرح ها هستند اما به دلیل نفوذ و سیطره عده ای خاص بر مجلس این اقدامات بی نتیجه مانده است.
در پایان خاطر نشان می شود این انتقادات برای تصحیح نقاط ضعف و شتاب گرفتن هرچه بیشتر نظام مقدس جمهوری اسلامی به سوی قله های پیشرفت و کمال است و به هیچ عنوان کتمان تصمیم های بزرگ و امیدافرینی که از سوی مجلس اتخاذ شده است نمی باشد.
انشاالله روزی رسد که تمام تصمیمات نمایندگان ملت در جهت صحیح و مورد قبول حضرت ولی عصر ارواحنا فداه باشد.
پس از مدتها که بنده حقیر مشغول درس و تحصیل بودم و مطالب وبلاگم رو اپدیت نمیکردم،احساس وظیفه کردم تا مطالبی رو یاداور بشم
.یه مدتیه که یک حلقه انحرافی پیرامون رئیس جمهور شروع به خودنمایی و بزرگ شدن میکنه و مردم متدین و ولایی رو مضطرب کرده.این حلقه اگر چه در ابتدا خیلی شناخته شده نبود،اما هر چه زمان گذشت ابعاد وسیعتری از اون شناخته شد
.این حلقه در ابتدا سعی کرد بین نیروهای انقلابی که عمدتا در طیف اصولگرایان هستند فاصله بیندازد.سپس تمام تلاش خود رو به کار بست تا میان رئیس جمهور و امام امت فاصله بیندازد که به علت بصیرت مثال زدنی امام خامنه ای ناکام ماند.ماجراهای معاون اولی مشایی از این دست کارها بود
.سپس از تمام امکانات دولتی خود استفاده کرد تا مراکز بزرگ اقتصادی کشور از جمله ایران خودرو،سایپا،بانکهای خصوصی،مراکز بزرگ بازرگانی و تجارت و...را به دست بگیرد و به یک غول اقتصادی تبدیل شود که در این زمینه هم مثل بسیاری از زمینه ها موفق بوده است.این حلقه شورای ایرانیان خارج از کشور رو به راه انداخت تا از تمام ظرفیتهای تجار و دانشمندان و سایر افراد خارج از کشور استفاده،و بهره برداری اقتصادی و سیاسی خود ببرد
.یکی دیگر از ابعاد فعالیت این حلقه در بعد مسائل عرفانی و مذهبی است،به گونه ای که تا به حال چندین رمال و فالگیر که از نزدیکان اقای مشایی بوده اند،دستگیر شده اند
.ماجرای تولید وتکثیر اون مستند ظهور نزدیک است نیز در این حوزه از فعالیت اونها بوداین حلقه تمتم تلاش خود را برای بهره برداری از وطن پرستی و میهن دوستی ایرانیان انجام میدهد تا خودش رو وام دار و مدافع هویت ایران و ایرانی معرفی کند.به همین دلیل هم هست که مدام دم از مکتب ایرانی میزند
.اگر یه نگاهی به شماره های روزنامه ایران که کانون توطئه های این گروه است بزنیم،میبینیم که این روزنامه از چند ماه قبل به صراحت به نقد دیدگاه های مقام معظم رهبری پرداخته و مبانی اصلی نظام را زیر سوال میبرد.این روزنامه در چند شماره قبل خود اصولگرایان اصیل را قدرتگرا معرفی کرده و اعلام کرده که احمدی نژاد مخالف شرایط موجود در نظام بوده و رای به او در انتخابات رایی به نفع نظام نبوده و بر عکس در مخالفت با ان بوده است.اما این جریان اقتدارگرا این رای رو به نفع خود مصادره کرده و به نام خود زده اند.
این روزنامه به سرپرستی علی اکبر جوانفکر که وی نیز یکی از یاران حلقه است ابراز کرده 40میلیون نفر در انتخابات علیه نظام رای داده اند، یعنی که این جریان خود و فتنه گران را در یک جبهه و با یک هدف میبیند.حال سوالی که پیش می اید این است که فتنه و حلقه انحرافی در چه هدفی با هم مشترک هستند؟
ایا جز این است این است که تنها هدف و بزرگترین هدف فتنه، سرنگونی انقلاب بوده است!
چند ماهی است که یک هفته نامه که مسئول اصلی ان اقای مشایی است شروع به کار کرده که مسئولین و نویسندگان اصلی ان افرادی از فتنه گران و اصلاح طلبان سابقه دار هستند، از سوی دیگر سلطنت طلبان هم به جمع حامیان این حلقه اضافه شده اند.این اقدامات گویای چه واقعیتی است؟
ماجراهای دانشگاه ازاد و پیگیری های رئیس جمهور را که یادتان نرفته، اکنون چه شده که هیچ صدایی از سوی دولت علی الخصوص رئیس دولت در نمی اید؟
جواب این سوال ساده است! اینها در پشت صحنه با هم ساخت و پاخت کرده و تقسیم کار کرده اند.
این اقای ملک زاده که به زور به عنوان معاون وزیر خارجه کرده بودند یکی از افراد این دانشگاه بود که دولت به واسطه رابطه با دانشگاه ازاد به وزارت خارجه تحمیل کرده بود.اقای متکی هم به واسطه این که زیر بار این تحمیلها نمیرفت با اون افتضاح برکنارش کردند.
مگه اقای احمدی نژاد چند سال قبل چندین بار اعلام نکرد که با مفسدان بزرگ اقتصادی به شدت برخورد میکند و نام انها را اعلام میکند، پس چرا یکی دو سالی است که هیچ خبری از برخورد با اونها نیست اما با بدهکاران چند میلیون تومانی به سختی برخورد میشود؟و این در حالی است که ما اطلاع داریم که در پس پرده با انها سازش کرده و پولهای کلان از بر اونها به جیب زده اند!.
یادمان نرفته خیلی از بازیگرانی که به خاطر اینکه شعارهای رئیس جمهور منطبق بر گفتمان امام و انقلاب بود به مخالفت با وی برخواسته بودند، اما امروز این بازیگران پس از ملاقات اقای مشایی با انها و اعطای تسهیلات فراوان به انها همراه این گروه شده اند.
در چندین جا این اقای مشایی اعلام کرده که از 25میلیون رای رئیس جمهور در انتخابات تنها 4میلیون از ان امت حزب الله است و بقیه به خاطر گفتمان وحدت بخش رئیس جمهور و اطرافیان وی است!
به هر حال باید تمام مردم ولایت مدار و میهن دوست ایران به هوش باشند تا در دام این حلقه که وابستگی انها به امریکا مشخص شده است گرفتار نشوند.
بنده به نیابت از جوانان حزب اللهی اعلام میکنم که تا پای جان از این انقلاب و رهبر عزیزمان دفاع خواهیم کرد، و چشم فتنه را به هر شکل و توسط هر شخص و گروهی باش،د به یاری خدا کور خواهیم کرد.
بررسی جریان مذاکرات اخیر ایران و 1+5 نشان میدهد که دکتر جلیلی توانسته است به خوبی از ظرفیتهای نظام برای مطالبه و تثبیت حق ملت ایران استفاده کند...

یکی از خطیبان قمی و شاعر آئینی این شهر، به مناسبت حال و هوای کشور و سخنان تاریخی مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران، شعری سروده است...
حلول ماه مبارك بندگی ذات اقدس پروردگار مبارك باد
التماس دعا

چه شود ای گل نرگس، با تو دیدار كنم
جان و اهل و هستی ام، بر تو گرفتار كنم
روزه ی هجر تو از پای بینداخـــــــت مرا
كی شود با رطب وصل تو افطــــــار كنم
چه شود ای گل نرگس، با تو دیدار كنم جان و اهل و هستی ام، بر تو گرفتار كنم روزه ی هجر تو از پای بینداخـــــــت مرا كی شود با رطب وصل تو افطــــــار كنم
بسیجیام ، به امید ظهور پنجرهام؛ و باز ماندهی نسل هزار حنجرهام! هنوز عهد و مرامی كه داشتم ، دارم؛ وجان نیمه تمامی كه داشتم ، دارم ؛
به همرهان كه جفا می كنند میگویم اگرچه گفتهام اكنون بلند می گویم :
" كه تا به چشمهی نور حیات روزنهای است ؛ تمام بود و نبودم فدای خامنهای است "
( رهبرا تو بخند تا در تمام لحظههای زندگیم بخندم ) .
این حقیر بار دیگر بر ان شدم تا با توجه به خطری که نظام جمهوری اسلامی را تهدید میکند مطالبی کوتاه اما قابل توجه ذکر کنم.
چیزی که امروز در تمام اخبارهای درون و بیرون کشور گفته میشود و کم کم میرود که به یک معظل تبدیل شود، اختلافات درون طیف نظام موسوم به طیف انقلابی و حزب اللهی است.
روزنامه هایی هستند که پیش از انتخابات و حتی تا کمی پس از انتخابات به شدت نسبت به عناصر انقلابی موضع گیری های خصمانه ای داشتند.این روزنامه ها از رئیس جمهور و نمایندگان مجلس گرفته تا علما و مراجع عظام تقلید را به شدت مورد حمله قرار دادند و به ترویج هرچه بیشتر مطالب ساختارشکنانه و ضد نظام مقدس جمهوری اسلامی پرداختند.
پس از برخورد وزارت ارشاد با اغلب این نشریات و با کشف این موضوع که تعدادی از انها توسط عناصر خارج نشین هدایت و کنترل میشوند، و با استقرار دولت دهم این، نشریات تغییر روش-و نه تغییر رویه واهداف- دادند.
امروز میبینیم که با توجه به اصرار دولت بر مواضع خود در مورد حجاب و عفاف، این نشریات که تا پیش از این به شدت از مواضع نظام و رهبری و حتی مراجع تقلید مبنی بر کنترل وضعیت حجاب و برخورد با بی حجابی انتقاد میکردند و به شدت روی ان مانور میدادند اکنون از فرصت به وجود امده استفاده کرده اند، و با استفاده از اختلافات به وجود امده با کمال وقاهت اعلام میکنند که دولت و به طبع ان نظام که پشتیبان و حامی دولت است درباره بحث حجاب کم کاری میکنند و منافع خود را بر احکام اسلام ترجیح میدهند!!!
میبینیم که این نشریات، به خصوص روزنامه ها تیتر اصلی خود را به اختلافات روئسای قوا تخصیص میدهند وتمام تلاش خود را برای دامن زدن به این اختلافات به کار میگیردند.
اما باید توجه داشت که برخی از این کارشکنی ها و اختلاف افکنی ها بر اثر بی بصیرتی و غافل بودن برخی از عناصر درون نظام به وقوع میپیوندد، ونباید از نقش این مسئولین غافل در این زمینه چشم پوشی کرد.
واقعا چه کسانی از این اختلافات بین قوا و مسئولین کشور بیشترین سود را میبرند؟
چه کسانی در این فضای غبار الود و کینه توزانه میتوانند منافع خود را تامین کنند و به قول معروف"خر خود را برانند" ؟
چه کسانی امروز به حمایت نمادین از عقاید و افکار امام(ره) راحل در مورد اسلام، به خصوص حجاب میپردازند در حالی که پیش از این با تمام قوا برای تضعیف ان تلاش میکردند؟
چه کسانی تمام تلاش خود را پس از انتخابات برای سرنگونی نظام از طریق خشونت و راهپیمایی های خیابانی به کار گرفتند اما موفق نشدند و از ان پس کینه انان نسبت به نظام بیش از پیش شد؟
چه کسانی امروزه منتظرند و از هر فرصتی که به دست میاورند برای ضربه زدن به نظام استفاده میکنند؟
با کمی تامل در مورد مطالب ذکر شده و سوال های مطرح شده میتوان دریافت که گروه معاند در داخل کشور از غفلت به وجود امده استفاده کرده و با یک تغییر روش هوشمندانه بر این موج به وجود امده سوار شده اند و از این موقعیت برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی استفاده میکنند.
در این زمان مطابق امر "حضرت اقا" تنها راه پیروزی و فایق امدن بر مشکلات پیش امده، حفظ وحدت و یکپارچگی بین عناصر مختلف نظام است. باشد که این مسئولین غافل منافع ملی و دستورات اسلام و رهبری را بر لجبازی های بچه گانه خود رجحان داده و در به منظور اعتلای میهن اسلامی، دست از این اقدامات خود بردارند.
این سایت ها ورسانه های وابسته به انها در ابتدای امر و پیش از انتخابات به حمایت های گسترده از اقایان موسوی و کروبی پرداختند و اعلام کردند که موسوی پیروز قطعی انتخابات است. پس از انتخابات هم با اعلام شکست موسوی از سوی وزارت کشور به بهانه تقلب، و با هدایت و خط دهی های کاخ سفید و دستگاه های جاسوسی امریکا شروع به سازماندهی اردوکشی های خیابانی کردند.
در پی این اردوکشی ها و اسیب رسانی به جان ومال مردم، نیروهای انتظامی بر حسب وظیفه خود در قبال حفظ جان و مال و نوامیس مردم وارد صحنه شدند و به دفاع از انها پرداختند. اما این جنبش کذایی به علت عدم پذیرفتن شکست، و عدم پذیرفتن قانون شروع به نزاع ودرگیری با نیروهای امنیتی کرد.
به دنبال این درگیری ها تعدادی از افراد نیروی انتظامی و بسیج به شهادت رسیدند و یا مجروح شدند و در مقابل نیز تعدادی از اغتاشگران به هلاکت رسیدند ویا زخمی شدند.
از طرف دیگر با توجه به اینکه افرادی که در این اغتشاشات شرکت میکردند شعارهایی نظیر((نه غزه نه لبنان))، ((استقلال ازادی جمهوری ایرانی))، ((مرگ بر اصل ولایت فقیه))و...سر میدادند و با انتشار مصاحبه سران این جریان مبنی بر اینکه قران وحی نیست و ساخته دست انسانهاست، و یا اینکه این افراد میگفتند که از ابتدا هم انقلاب و امام را قبول نداشتند و یا اینکه امامان ما افراد معصومی نیستند واین چیزی است که روحانیت برای مردم به دروغ جا انداخته است و ... همه و همه گویای این نکته است که این جریان اسلام و انقلاب و امام و رهبری را قبول ندارد. پس چگونه است که این عده در روز تشییع جنازه اقای منتظری شعارهایی نظیر((وای اگر صانعی حکم جهادم دهد))، ((خمینی کجایی موسوی تنها شده))، ((یا حسین میر حسین)) و... سر دادند؟ مگر انها احکام اسلام مانند جهاد را هم قبول دارند؟!!! مگر انهایی که شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه میدادند امام دوست شده بودند؟!!! مگر انها امام حسین(ع) و پاکی و طهارت و عظمت روحی وی را نیز باور دارند؟!!!
نکته جالب توجه این جاست که سایت های حامی این جریان امروزه از تمام کسانی که بر ضد اسلام سخنی به میان اورند حمایت میکنند و به تازگی نیز با افتخار به کتب مقدس نهج البلاغه ، مفاتیح الجنان و... توهین میکنند و از سخنان امیرالمومنین(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن و... با عنوانی چون یاوه نامه یاد میکنند.حال این سوال مطرح مطرح میشود: مگر انان که ندا اقا سلطان را شهید میخوانند اصلا قران را قبول دارند که شهید و شهادت را قبول داشته باشند؟!!! مگر انان که علامت دجال را در تیتر اصلی سایت خود حک میکنند اصلا امام حسین(ع) را قبول دارند که نام مقدس ایشان را در لوگوی سایت خود درج میکنند؟!!!
این نظام اسلامی به پشتوانه اسلام، سال هاست که در برابر خشم اسلام گریزان و اسلام ستیزان مقاومت کرده ،و همچون درختی است که با خون هزاران شهید ابیاری شده ،و اکنون ریشه های ان انقدر تنومند شده که به یاری امام زمان(عج) از جای برکندن ان غیر ممکن است.











